تولد دو سالگیت مبارک
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بقیه عکسها در ادامه مطالب......

از راست به چپ محدثه ،نازنین زهرا ،مهنا ،ستایش ، علی
تولدت رو جمعه ٢٩ بهمن گرفتیم روز ٢٦ بهمن خونه باباجونشون بودیم من و تو روی تخت خوابیده بودیم نفهمیدم کی بیدار شدی ولی یه دفعه دیدم داری با زحمت میای بالای تخت اومدی کنارم خابیدی گفتی ایش کردم یه دفعه ترسیدم فکر کردم روی تخت کردی پاشدم شروع کردم روی تخت دنبال جای خیس گشتن گفتی مامان تو توالتم کردم رفتم تو لگنت رو نگاه کردم بههه هردوش بود انقدر کیف کردم که نگو مامان جون از صدای ما اومد تو اتاق وقتی فهمید خودت بدون کمک رفت کارتو کردی اونهم کلی ذوق کرد درست روز تولدت تو موفق شدی بدون کمک و اینکه به من بگی یعنی تو اینکار مستقل شدی قربونت برم ....الان بعضی وقتها میگی مامان ایشششششش (مثل زنگ هشدار)میگم بدو برو بعد دستاتو مشت میکنی جمع میکنی تو بغلت(مثلا ادای نینی کوچولوهارو در میاری )میگی انق..انق... بعد من میگم قربون نینی کوچولوم برم میدوام میام بغلت میکنم میزارمت رو لگنت وقتی کارت تموم میشه بلند میشی میگی بزرگ شدم دیگه (البته بعضی موقعها اینکارو میکنی )


تولد دو سالگیت مبارک 



