کتاب و قصه
انقدر به کتاب علاقه داری که تمام روز هم اگه برات کتاب بخونم خسته نمیشی از هشت نه ماهگی علاقه نشون دادی به کتاب هرجا میدی میرفتی سراغش منهم برات میخوندم واقعا عاشق کتابات هستی وقتی فروشگاه یا کتاب فروشی میریم سریع میری سراغ قفسه کتابها از هر کتاب داستان یکی برمیداری حدود یکسال پیش بود که توی فروشگاه شهروند کلی کتاب برداشتی موقع حساب کردن من نصفشو برگردوندم گذاشتم سرجاش... وقتی توی خونه کتابا رو نگاه میکردی فهمیدی بعضیهارو که برداشتی نیست عصبانی شدی همه کتابام نیست بقیش چی شده ... ما از خنده غش کردیم فکر نمیکردیم انقد حواست جمع باشه خلاصه یه جوری قضیه رو جمع کردیم .
اوایل کتابهاتو گذاشته بودم توی کمد ولی وقتی اشتیاقت برای خوندن و همینطور مرتب نگه داشتن اونها رو دیدم گذاشتم قفسه پایین کمدت که خودت بتونی راحت برداری جلوی دیدت هم باشه روزی ده -پونزده تاشو میاری میگی برام بخون کلی کیف میکنم برات میخونم دوست داری جای هرشخصیت لحن صدام عوض بشه منهم هرکی خونمون باشه خجالت نمیکشم با آب وتاب صدای همه رو در میارم بعضی موقعها هم که کاردارم خودت میخونی سعی میکنم برای کتاب خوندن هر کاری دارم تعطیل کنم چون خودم هم خیلی کیف میکنم بعضی جاهای کتاب رو که حفظ شدی با من همراهی میکنی
شبها هم قصه همونها رو میخای برات بگم
باباجون هم کلی مجله کودک برات خریده هر ماه برات یکی میاره توهم از صفحه اولش میگی برات بخونیم
خیلی دوست دارم این علاقه همینطور بمونه و همیشه عاشق مطالعه باشی


کتاب و قصه
