مهنامهنا، تا این لحظه: 17 سال و 8 ماه و 7 روز سن داره

برای دخترم

آخ جون یه داداشی

1392/4/17 8:08
نویسنده : اعظم
607 بازدید
اشتراک گذاری

بعد تقریبا دوسال اومدیم توی آبان ٩٠ یه شوک بزرگ به ما وارد شد فهمیدیم یه نینی دیگه توی راهه بابات که خیلی شوکه شد عزیزم خدا خواسته بود من خیلی دوست داشتم یه بچه دیگه داشته باشیم فکر میکردم تو خیلی تنها هستی از ته دل میخاستم خدا هم خواسته منو خواست و اجابت کرد چون بابات محال بود قبول کنه

ولی بعد ....

خلاصه بگذریم خیلی زود به دختر گلمون گفتیم تقریبا توی ماه سوم فهمیدی عزیزم انتظار برای دختر سه ساله خیلی سخته انهم 6 ماه همش میگفتی چرا آجی دنیا نمیاد وقتی هم که فهمیدیم پسره فورا براش اسم گذاشتی :محمدامین....نمیدونم از کجا پیدا کردی خیلی هم روش مصمم بودی هر کی میپرسید اسم داداشت چیه زود میگفتی ...محمدامین

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

یسی
8 اردیبهشت 93 0:31
خدا براتون حفظش کنه عزیز دلم
نیاز
5 مرداد 93 7:05
سلام لطفا چت با من راقبول کنید
ماه
28 مرداد 93 9:38
سلاااااااام عسیس دلم این نی نی ای کوچولوی ناز فرزند دومتونه؟؟؟ چه جالب که دختر گلتون عسل دوست داره!!! آخه من تا به حال بچه ای ندیدم که عسل دوست داشته باشه..... [ممنون عزیزم که به وبلاگ گلای من سرزدی دختر ما هم هواییه یه مدت عسل میخوره بعد یه مدت ارده میخوره یه مدت فقط پنیر ...کلا اعتدال نداره]
اعظم
پاسخ
مرسی عزیزم به ما سرزدی
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به برای دخترم می باشد